| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 13
بازدید هفته : 442
بازدید ماه : 328
بازدید کل : 641682
تعداد مطالب : 433
تعداد نظرات : 28
تعداد آنلاین : 1
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان جوانان دارالولایه سیستان و آدرس h.alamdar.z.LXB.ir لینک نمایید..یاعلی
در کتاب غایةالمرام 24 حدیث در این باره از کتابهای اهل سنت ذکرگردیده است. منابعی که این حدیث در آن ذکر شده عبارتند از:
محب الدین طبری، ذخائر العقبی، ص 88 - قاضی شوکانی، فتحالغدیر،ص 50 - جامعالاصول، ج 9، ص 478 - اسباب النزول واحدی، ص148 - لباب النقول سیوطی، ص 105 - تفسیر طبری، ص 165 -تفسیر فخر رازی، ج 3، ص 431 - تفسیر درالمنثور، ج 2، ص 393 -کنزالعمال، ج 6، ص 391
میتوان گفت این حدیث از جمله احادیث متواتر است که هیچتردیدی در آن نیست. اما این که چگونه زمانی در نماز انگشتر به فقیرمیدهد و زمانی نیز تیر از پای حضرت در نماز بیرون میکشند؟بایدتوجه داشت که حالات انسان همواره یکسان نیست؛ یعنی، نمیتوانچنین ادعایی کرد که حضرت علی(ع) در تمام نمازهای خود حالتیداشتند که هیچ توجهی به اطراف و یا بدن خود نداشتهاند، بنابرایناشکالی ندارد که در نمازی توجه به اطراف داشته باشند و به فقیرانگشتر بدهند و در نمازی نیز آنچنان غرق در عبادت باشند که تیر ازپایش بیرون بکشند و متوجه نشوند.
بنابراین شرایط مختلف زمانی و مکانی و روحی فرد در هر زماناقتضایی دارد، چنان که پیامبر خدا(ص) نیز گاهی در نماز متوجهاطراف بودند مثلاً روزی پیامبر(ص) در حین نماز متوجه شدند کهدیوار گلی مسجد آلوده به اخلاط سینه است، حضرت در حین نمازچند قدم به جلو رفته و با چوبی آلودگی را از مسجد دور ساختند.
از دریچهای دیگر:از دیدگاه عرفا حضور قلب و عدم آن در نماز سه مرحلهدارد:
مرتبه اول این است که عالم کثرات و توجه به تعینات وتعلقات دنیویمانع شهود رب و توجه به اوشود. این مرتبه برای ائمه اطهار(ع) وجودنداشته است.
حجاب چهره جان میشود غبار تنمخوشا دمی که زجان این غبار برفکنم
مرتبه دوم آن است که توجه به حضرت حق - جل و علا - مانع توجهبه عالم تعینات وکثرات گردد. این مرتبه در مدارج بالای عرفان وتوحیداست و برای ائمهاطهار :چنین حالتی وجود داشته.
مرتبه سوم که بالاتر و راقیتر است مرتبه لاحجاب مطلق است و فنا وتوجه مطلق به ذات حق مانع توجه به عالم تعینات نیست. بلکه از افق«یلی الربی» و «لاهوتی» به «عالم ناسوت» نظر میشود واین حالتمخصوص اولیای کُمَّل است و ائمه اطهار (ع) نیز این حالت را دارابودهاند. لیکن گاهی در مرتبه قبل و گاه در این مرتبه بودهاند. لذا آنچهدر مورد حضرت امیرالمومنین (ع)آمده بیان دو حالت از مراتب حضورو فنای فیالله است. البته به بیان دیگری نیز میتوان گفت:هر دوحالت در یک مرتبه است وچون در مورد اول رسالتی الهی بردوشنیست کاملا از آن چشم میپوشد ولی در مورد دوم چون رضای خدادر تصدق به مسکین است در آن مرتبه از حضور و فنا چنین مطلوبیکشف میگردد و به آن جامه عمل پوشیده میشود. این مقام راملاصدرا سفر چهارم «سیر مع الحق فی الخلق» مینامد.
در ضمن، باید توجه داشت که میان «خارج کردن پیکان از بدن» و«بخشیدن انگشتر به فقیر» تفاوت بسیاری است؛ زیرا خارج کردنپیکان از بدن صرفاً جنبه شخصی و جسمی دارد و از مقام توجه کاملبه خداوند و استغراق در ذات او دور است.
ولی توجه به حال بنده فقیر و محرومی که در مسجد پیغمبراسلام(ص) نالة مظلومانه سرداده و استرحام میکند، یک عمل خداییو قربی است و با توجه به خدا تناسب دارد.
در حقیقت او توجه به خود نداشت، زیرا توجه به حال بینوا توجه بهخود نیست، بلکه توجه به خداست!
به عبارت دیگر:کمک به خلق خدا و مستمندان و فقیران خود یکی ازعبادات بزرگ است و با نماز که آن هم عبادتی است بس بزرگسنخیت کامل دارد؛ بنابراین جای تعجب نیست که نالة سوزان و نافذآن فقیر محروم و استرحام او در برابر مسلمانان، دل آگاه علی(ع) راهنگام نماز متوجه خود سازد و در ضمن آن عبادت، عبادت دیگری کههر دو برای خدا و جلب خشنودی او بوده است انجام دهد؛ حتی اینعمل به قدری شایسته و ارزنده بود که آیهای دربارة آن نازل گردید،(مائده، آیه 55).
نظرات شما عزیزان: