| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 13
بازدید هفته : 293
بازدید ماه : 179
بازدید کل : 641533
تعداد مطالب : 433
تعداد نظرات : 28
تعداد آنلاین : 1
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان جوانان دارالولایه سیستان و آدرس h.alamdar.z.LXB.ir لینک نمایید..یاعلی
رعايت حجاب باعث بيعفتي و دوري از ارزشهاي انساني براي امثال دكتر پوران شريعت رضوي گشته است، بايد در عقل و شعور او شك كرد. اين سخنان من بهمعناي مخالفتم با چادر و يا پوشش اسلامي نيست و آنرا صرفاً مساوي با جهل و ارتجاع نميدانم؛ بلكه باز تاكيد ميكنم كه معتقدم حجاب يك فضيلت نيست بكه يك وسيله است كه اگر از روي آگاهي و اختيار پذيرفته شود در كنار ديگر شرايط مي تواند باعث رشد فضايل اخلاقي گردد و گرنه خود مانعي ميشود، براي رشد و تعالي انسان. خانمها فاطمه حقيقتجو و عشرت شايق هردو با حجاب و چادر ميباشند ولي مطمئناً از نظر فكري و ارزشهاي انساني همطراز نيستند. همچنين گمان نميكنم هيچ انسان عاقلي،فلان خانم بيكاره، هوسران و پولپرست غرق در تجملات دنيوي و بدور از غم همنوعان را قابل مقايسه با امثال خانم شيرين عبادي بداند ( صرفاً به اين دليل كه هر دو رعايت حجاب را الزامي نميدانند ). اينك كه اين سطور را مينگارم بدون اختيار وصيتنامه دكتر شريعتي را بهياد ميآورم، آنجا كه ميگويد:«... اين چادرهاي سياه را، نه فرهنگ و تمدن جديد و نه رشد فكري و نه شخصيت يافتن واقعي و نه آشنائي با روح و بينش و مدنيت اروپا، بلكه آجان و قيچي از سر اينان برداشت، بر اندام آنان دريد و آنگاه نتيجه اين شد كه همان شاباجي خانم شد كه بود؛ منتها بجاي حنا بستن، گلمو ميزند و بجاي خانهنشستن و غيبت كردن، شب نشينش ميكند و پاسور ميزند. يك ملاحاجي، اگر ناگهان تنبانش را در آورد و يا به زور در آورند چه تغيراتي در تفكر و شخصيتش رخ خواهد داد؟...».( البته خود، با همه اين گفته دكتر موافق نيستم كه فرصتي جدا براي بحث ميطلبد.)
اگر فقط بخواهيم از نظر اسلام حجاب را مورد برسي قرار دهيم به نكات مشخص و جالبي برميخوريم. همانطور كه همه ميدانيم قرآن در دو سوره نور و احزاب به اين مورد پرداخته است. آيات 29 تا 31 سوره نور واضحترين توصيهها را براي مردان و زنان مومن دربر دارد. همانطور كه ميبينيد در اينجا ابتدا طرف سخن با مردان است و به آنها امر ميكند كه در نگاه خود رعايت عفاف وحيا را بكنند و عفت و نجابت روحي خود را حفظ نمايند. اين خود بوضوح نشان ميدهد در درجه اول اين وظيفه مردان است كه رعايت عفت را بكنند، در حالي كه در جامعه مردسالار ما براي كم كردن مسئوليت مردان، اين زنان هستند كه قرباني ميشوند. با نگاهي گذرا به تاريخ و جامعه ايران ميتوان به راحتي به نمونههاي فراوان برخورد ناعادلانه قشر سنتي_مذهبي جامعه با زنان در گذشته و حال پي برد. حتي هنوز در قرن 21، در ايران اسلامي، اگر زني از مرد مزاحمي به مراجع انتظامي شكايت كند، اين زن است كه در درجه اول بخاطر ظاهرش مورد شماتت قرار ميگيرد و مامور حفظ امنيت جامعه! اينگونه استدلال ميكند كه: اگر ميخواستي مزاحمت نشوند، چرا اينگونه در خيابان ظاهر شدهاي...؟!!
پس از آن قرآن بهسراغ زنان ميرود و بعد از توصيه آنها به حفظ نگاه و عفتشان، دستور رعايت پوشش سر و زينتهايشان را ميدهد. در اينجا هم به آساني ميتوان فهميد كه اولاً خطاب خداوند در ابتدا متوجه روح و روان زنان است و در واقع از او ميخواهد كه با رعايت تقوا حجابي براي روح خود قائل شود و بعد از اين است كه تظاهر بيروني آن را بصورت حجاب ظاهري توصيه ميكند. با تدبر در همين مطلب است كه ميتوان متوجه شد كه چرا در اينجا بجاي بكار بردن "قل للناس" و يا "قل للمسلمين" از "قل للمومنين و قل للمومنات" استفاده ميشود.( براي آنكه دوستان تفاوت مومن و مسلمان را متوجه شوند، ميتوانند به آيات 14 و 15 سوره حجرات مراجعه كنند.) در سوره احزاب آيات 59 و 60 نيز روي سخن با همسران و دختران پيامبر و زنان مومن است و با لحني كاملا توصيهاي و مشورتي به آنها توصيه ميكند براي دور ماندن از نگاههاي مغرض، افراد بيمار دل روسريهاي خود را محكم كنند.
آنچه در اين ميان جلب توجه ميكند اين است كه در هيچ كجاي اين آيات براي عدم رعايت حجاب، مجازاتي دنيوي در نظر گرفته نشده است. حتي در 260 صفحه كتاب "مسئله حجاب" آيت الله مطهري اثري از روايت و حديثي از ائمه و پيامبر مبني بر اجباري بودن حجاب و مجازات زنان بيحجاب يا بدحجاب ديده نميشود،( بر عكس، اين رفتار خشن و متعصبانه عمر نسبت به اين مسئله است كه در قسمتهاي مختلف به آن اشاره شده است) حال آنكه جمهوري اسلامي با اجباري كردن حجاب و محروم كردن بخشي از زنان ايران از حقوق اجتماعي، اوليهترين حقوق انساني را زير پا گذاشته است وحتي تا جائي يپش رفته كه براي اين مسئله در حقوق جزائياش مجازات هم پيشبيني كرده است.
شايد بسياري از شما هموطنان عزيز از اظهار نظر مرحوم آيت الله طالقاني در موررد عدم اجبار حجاب در اوايل انقلاب اطلاع داشته باشيد. اما مطمئناً مطلبي كه در ادامه ميآيد براي بسياري از دوستان تازگي دارد: آيتالله شوشتري(امام جمعه سابق شاهين شهر اصفهان و از افراد مقبول محافظهكاران و صد البته مقام عظمي) در جلسهاي نقل ميكرد كه: « در سالهاي اوليه انقلاب بهعنوان عضوي از سفارت ايران در واتيكان فعاليت ميكردم. در آنجا بسياري از زنان مسيحي علاقهمندي خود را به اسلام ابراز ميكردند و براي مشورت نزد من و ساير اعضاء سفارت ميآمدند. عمده مسئلهاي كه آنها بدان اشاره ميكردند اين بود كه ما با مطالعه دستورات اسلام آنرا كاملتر و مفيدتر از مسيحيت يافتهايم، اما دو مشكل با احكام اسلام داريم اول مسئله يك ماه روزهداري ماه رمضان است و دوم رعايت حجاب. من و تني چند از مسئولين اين مسئله را با امام (آيت الله خميني) در ميان گذاشتيم و ايشان فرمودند: روزه براي آنانكه توان انجام آن را ندارند و موجب ضرر است كه اصلاً حرام است و در مسئله حجاب هم، مهم حجاب روح و حجاب دروني است و زنان اروپائي هم با توجه به تربيت و محيط زندگيشان در هر حدي كه در توانشان است، رعايت كنند.» فكر ميكنم اين پاسخ خود، تفاوت بين "آنچه بايد باشد" و "آنچه هست" را بخوبي نمايان ميكند.در مورد اين مسئله حرف براي گفتن بسيار است اما با توجه به آنكه بسياري از صحبتها توضيح واضحات است و گستردگي مباحث باعث سردر گمي مخاطب ميشود، اميد است كه ديگر دوستان با پرداختن به ديگر جوانب در روشن شدن ابعاد مختلف آن، كمكي شايان بنمايند
نظرات شما عزیزان: